تبليغاتX
๑۩۞۩๑سوخته از عشق ๑۩۞۩๑ - نمیدونم اسمشو چی بذارم!!!!!
♥ ♥ ♥ شعرهای عاشقانه و عکسهای زیبا ♥ ♥ ♥
 نمیدونم اسمشو چی بذارم!!!!!

 

باز هم افکار پریشان

 

اندکی بر خود نظر کن بین که اینجا

 

تویی و غربت و غزلت و تنهایی

 

اندکی هم باز اندیشه کن اینجا

 

تا ببینی که چه هستی و چه هایی

 

باز هم فکر کن و باز کمی تدبیر کن

 

بهر این غمکده ی سیاه و بی پایان

 

باز هم نوری بی افروز تا ببینی

 

درد های کهنه را در بطن سرد این بیابان

 

باز هم آفتاب صبح را نظر کن

 

بین که سرد است و خموش و بی اراده

 

می رود آنسو که پنهان کند از ما

 

روی زرد و حرمت از دست داده

 

باز شباهنگام خیره بر مهتاب شو

 

در رخش جز حسرت و آه سیاهی بیش نیست

 

باز هم در میان اوج شب حس میکنی

 

که رهیدن از سیاهی آرزویی بیش نیست

 

|+| نوشته شده توسط ♥ارش♥ در جمعه سیزدهم دی 1387  |
 
 
بالا