




تنهاترین لحظه های عمرم را، بدون تو خواهم داشت. بودنت سرچشمه ی اندیشیدن به زیبایی ها بود،
و نبودنت غرق شدن در میان اندوه سیاهی رقم خورد. تو برایم از همه چیز زیباتر بودی.
درخشش چشمانت خورشید را در برابر دیده گانم بی فروغ جلوه می داد،
و زیبایی لبخندت پلی بود برای عبور از مشکلات .نشد که در کنارم بنشینی و سر بر شانه هایم غروب
آفتاب طلایی را با هم نظاره کنیم.چگونه به تو نیاندیشم به تویی که ذره ذره ی وجودم شده بودی.
به تو که جزئی از افکارم در همه حال شده بودی.روح من میمیرد.نشد که دستانت را بگیرم
و عاشقانه در گوشت نجوا کنم ( دوستت دارم).
بی تو من هم میمیرم.





|
+| نوشته شده توسط
♥ارش♥ در پنجشنبه یکم اسفند 1387
|