๑۩۞۩๑سوخته از عشق ๑۩۞۩๑
♥ ♥ ♥ شعرهای عاشقانه و عکسهای زیبا ♥ ♥ ♥
باز هم افکار پریشان اندکی بر خود نظر کن بین که اینجا تویی و غربت و غزلت و تنهایی اندکی هم باز اندیشه کن اینجا تا ببینی که چه هستی و چه هایی باز هم فکر کن و باز کمی تدبیر کن بهر این غمکده ی سیاه و بی پایان باز هم نوری بی افروز تا ببینی درد های کهنه را در بطن سرد این بیابان باز هم آفتاب صبح را نظر کن بین که سرد است و خموش و بی اراده می رود آنسو که پنهان کند از ما روی زرد و حرمت از دست داده باز شباهنگام خیره بر مهتاب شو در رخش جز حسرت و آه سیاهی بیش نیست باز هم در میان اوج شب حس میکنی که رهیدن از سیاهی آرزویی بیش نیست
نوشته شده در جمعه سیزدهم دی 1387ساعت
توسط ♥ARASH♥| |
| Design By : MEHRSA |
